![]() |
![]() |
|
| شب عاشقان |
|
هنوزم در پی اونم که میشه عاشقش باشم مث دریای من باشه منم چون قایقش باشم هنوزم در پی اونم که عمری مرهمم باشه شریک خنده و شادی رفیق ماتمم باشه هنوزم در پی اونم که عشقش رو سادگی باشه نگاهای پر از مهرش پناه خستگیم باشه میگن جوینده یابندست ولی پاهای من خستست من حتی با همین پاها میرم تا حدی که جا هست خدایا عشق من پاکه اگر چه عشقی از خاکه منم اون عاشق خاکی که از عشق تو دل چاکه هنوزم در پی اونم که اشکامو روی گونم با اون دستای پر مهرش کنه پاکو بگه جونم بگه جونم نکن گریه منم اینجام بزار دستاتو تو دستام تو احساس منو میخوای منم ای گل تو رو میخوام
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 14:45 توسط آرش و ریما |
|
|
صداي خيس بارون رو مي شنوي؟ آسمون دلش گرفته...آسمون داره اشک ميريزه....... دل خيس آسمون داره داد ميزنه . کجايي پس؟ انگار آسمون هم انتظار مي کشه.. آسمون داره گريه مي کنه.. درست مثل من.. من از شادي اشک مي ريزم اون از غصه... آخه من تو رو دارم و اون نداره
هواي گريه دارم تو اين شب بي پناه دنبال تو مي گردم دنبال يک تکيه گاه دنبال اون دلي که تنهاييو مي شناسه دستهاي عاشق من لبريز التماسه هزارو يک شب من پر از صداي تو بود گريه هر شب من فقط براي تو بود سکوت شيشه ايم رو صداي تو مي شکنه تو آسمون عشقم شعر تو پر مي زنه با تو دل سياهم به رنگ آسمونه تو بغض من مي شکنن شعرهاي عاشقونه هزارو يک شب من پر از صداي تو بود گريه هر شب من فقط براي تو بود
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 14:35 توسط آرش و ریما |
|
|
اي كاش انروز كه دستانت را براي خدا حافظي تكان ميدادي مي دانستي تپش قلب من در گرو قدم هايت بود و انگاه كه از من دور ميشدي نفسم به شمارش مي افتاد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 6:10 توسط آرش و ریما |
|
|
بردي از يادم ، دادي بر بادم ، با يادت شادم
دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از غم آزادم دل به تو دادم فتادم به غم اي گل بر اشك خونينم مخند سوزم از سوز نگاهت هنوز چشم من باشد به راهت هنوز
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 6:30 توسط آرش و ریما |
|
|
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خواهم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي ميشنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي ميخواهم خودت را براي پرستش مي خواهم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 6:23 توسط آرش و ریما |
|
|
تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است
وقتي هستي نيستم , وقتي نيستي هستم , وقتي هستم نيستي, وقتي نيستم هستي اي همه ي نيست شده ي هستي من, هستي من نيستي مي شود وقتي تو نيستي |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 6:14 توسط آرش و ریما |
|
|
قلبم را تقديمت ميکنم تا بداني بي رياترينم اشکي براي اندوهت ميريزم تا بداني پر احساس ترينم شوق وصال حس غريبي است برايت ترسيم ميکنم حس خوشبختي را تا بداني خوشبخت ترينم موجي از عشق را بر ساحل وجودت ميفرستم تا بداني عاشق ترينم و شعرم را تقديمت ميکنم تا بداني که من ساده ترينم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 5:44 توسط آرش و ریما |
|
|
ميدونی چرا وقتی گريه ميکنی چشمت رو مي بندی؟وقتی ميخوای بخندی،وقتی ميخوای کسی رو ببوسی وقتی ميخوای تو رويا بری چشمت رو مي بندی؟چون قشنگترين چيزي اين دنيا ديدنی نيستند!
دوباره دل هوای با تو بودن کرده نگو این دل دوری عشقتو باور کرده دل من خسته از این دست به دعاها بردن همه آرزوهام با رفتن تو مردن حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 4:6 توسط آرش و ریما |
|
|
همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميکنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگی کردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 3:56 توسط آرش و ریما |
|
|
مث اون موج صبوري كه وفاداره به دريا تو مهي مثل حقيقت مهربوني مث رويا چه قدر تازه و پاكي مث ياساي تو باغچه مث اون ديوان حافظ كه نشسته لب طاقچه تو مث اون گل سرخي كه گذاشتم لاي دفتر مث اون حرفي كه ناگفته مي مونه دم آخر تو مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر تو همون آبي كه رسمه بريزن پشت مسافر تو مث چشمه آبي واسه تشنه تو بيابون تو مث يه آشنا تو غربت واسه يه عاشق مجنون مث يه تولدي تو مث تقدير مث قسمت مث الماسي كه هيچ كس واسه اون نذاشته قيمت
به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته نگو از دوری کی نپرس از چی گرفته
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 3:51 توسط آرش و ریما |
|
|
در چشمانت چيست که مرا به سوي خود ميکشد؟ در گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوست ندارم که بگويم دوستت دارم. دوست دارم که بداني دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 3:40 توسط آرش و ریما |
|
|
كاش دلتنگ شقايق ها شويم به نگاه سرخ شان عادت كنيم كاش شب وقتي كه تنها مي شويم با خداي ياس ها خلوت كنيم كاش گاهي در مسير زندگي باري از دوش نگاهي كم كنيم فاصله هاي ميان خويش را با خطوط دوستي مبهم كنيم كاش با حرفي كه چندان سبز نيست قلب هاي نقره اي را نشكنيم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 3:35 توسط آرش و ریما |
|
|
توی دنیا چی میخوای که به پاهات بریزم همه هستیمو من به سراپات بریزم لب پر خنده میخوای بیا لبهام مال تو چشم پر گریه میخوای هر دو چشمام مال تو بیا تا برات بگم من وجودم مال تو بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو اگه بازیچه میخای بیا قلبم مال تو اگه رودخونه میخوای سیل اشکام مال تو چرا من بی تو بمونم نمیدونم نمیتونم واسه زندگی کردن تو رو میخوام خوب میدونم تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی
Love is like war...****Easy to start...****Difficult to end...****Impossible to forget |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 3:17 توسط آرش و ریما |
|
|
وقتي دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت ابرا و گريه مي کنم پس هر وقت بارون اومد بدون که دلم برات تنگ شده
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 3:6 توسط آرش و ریما |
|
|
Love "u"! ,I Love "u"! ,I Love "u"! ,I Love "u"! Hey! Don't get excited I also Love V, W, X, Y, Z
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 2:54 توسط آرش و ریما |
|
|
یه روز عشقت رو دزدیم و واسه اینکه جاش امن باشه اونو توی قلبم قایم کردم اما نمی دونستم که یه روز برای اینکه اونو پس بگیری قلبم رو میشکنی
من ميگم دلم شكسته ست تو ميگي خوب ميشه خسته ست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 2:48 توسط آرش و ریما |
|
|
يکي بود يکي نبود اوني که بود تو بودي و اوني که نبود من بودم يکي داشت و يکي نداشت اوني که داشت تو بودي واوني که تو رو نداشت من بودم يکي خواست و يکي نخواست اوني که خواست تو بودي و اوني که بي تو بودن رو نخواست من بودم يکي آورد و يکي نياورد اوني که آورد تو بودي و اوني که جز تو به هيچ کس ايمان نياورد من بودم يکي برد و يکي باخت اوني که برد تو بودي و اوني که دل به تو باخت من بودم يکي گفت و يکي نگفت اوني که گفت تو بودي و اوني که "دوست دارم" رو جز تو به هيچ کس نگفت من بودم يکي موندو يکي نموند اوني که موند تو بودي و اونی که بدون تو نموند من بودم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 2:43 توسط آرش و ریما |
|
|
براي ديدن تو نقره ي ماهو چيدم
تا آسمون هفتم به خاطرت دويدم براي ديدن تو. آسمونو شكافتم ستاره چشيدم تا طعمشو شناختم برا ديدين تو خارا رو سجده كردم به جاي چشم ابرا سوختم و گريه كردم براي ديدن تو پاييز شدم شكستم برف زمستون شدم رو بامتون نشستم براي ديدن تو از درياها گذشتم دور ضريح عكست شب تا سپيده گشتم براي ديدن تو شدم مث پنجره اشاره هات محاله از ياد چشمام بره براي ديدين تو سوار موجا شدم چون تو رو داشته باشم هميشه تنها شدم براي ديدن تو عمري مسافر شدن به ااحترام اسمت رفتم و شاعر شدم براي ديدن تو خط كشيدم رو تقدير نگات مث يه صياد منو كشيد به زنجير براي ديدن تو سنگا رو شيدا كردم طلسما رو شكستم راها رو پيدا كردم براي ديدن تو ، تو جنگلا گم شدم بازيچه ي نگاه ساكت مردم شدم براي ديدن تو خيلي چيزا شنيدم خيلي كارا رو كردم اما تو رو نديدم براي ديدن تو قامت غصه خم شد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 6:29 توسط آرش و ریما |
|
|
عشق رو نثار کسی کن که لیاقت اونو داشته باشه
نه تشنه اون باشه چون هر تشنه ای یه روز سیراب میشه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 6:2 توسط آرش و ریما |
|
|
دلم برات تنگ شده خیلی وقته لحظه دوری ازتو خیلی سخته نمی دونی چه تلخه بی تو بودن چه معنی داره بی تو شعر سرودن دلتنگی هام فراون دل دیگه بی تو داغون دنیابا اون بزرگیهاش بی تو برام یه زندون هوای چشمام بارونیه
اگه تو نبودي اگه تو رو نمي ديدم اين چشمها به چه كار مي امد؟
اما دل کسی رو که دوسش داری به خاطر غرورت نشکن
عشق یعنی کوچک کردن دنیا باندازه یک نفر
یا بزرگ کردن یک نفر باندازه یک دنیا
وقتی بارون میاد به تعداد قطراتی که میتونی بگیری دوسم داشته باش
و بدون به تعداد قطراتی که نمیتونی بگیری دوست دارم.....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 4:3 توسط آرش و ریما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام خوش اومدی.از اینکه وبلاگ ما رو انتخاب کردی متشکریم.
بازم به ما سر بزنید.نظر یادتون نره... |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|